
نوآوری به معنای مدرن آن یعنی «یک ایده جدید، افکار خلاق، اشکال جدیدی از دستگاهها یا روشها».
نوآوری، بکارگیری ایدههای نوین ناشی از خلاقیت است. در واقع به پیاده ساختن ایدهٔ ناشی از خلاقیت که به صورت یک محصول یا خدمت تازه ارائه شود، نوآوری گویند.
نوآوری با ایده پردازی و اختراع تفاوت دارد. اختراع به معنای «پدیدآوردن محصول جدید» است، اما نوآوری فراتر از آن است و به معنای «معرفی محصولی تازه» است که با ابداع و عرضه صورت میگیرد.
امروزه نوآوری، از مهمترین عوامل رشد اقتصادی بهشمار میرود. نوآوری به فضای اجتماعی به عنوان پشتیبان کارآفرینی نیاز دارد. غالباً نوآوریهای اجتماعی و نوآوریهای تجاری موجد یکدیگر هستند.
نوآوری زمانی رخ میدهد که ایده به صورت محصول، فر آیند یا خدمتی توسط چرخه فناوری و جویبار نوآوری بتوانند به کمک انجام دگرگونیهای ناپیوسته در سازمان به امتیازهای ناشی از آنها برسند. خلاقیت و نوآوری، استعداد مرموز نزد افراد نیست بلکه فعالیت روزمره برای برقراری روابطی است که قبلاً دیده نشده و برقراری ارتباط بین مسائلی است که بهطور معمول در کنار یکدیگر قرار نمیگیری آگاهانه و هدفمند فرصتهای کمیاب به نتیجه رسیدهاند. حالت اصطلاح نوآوری را در یک مفهوم وسیع به عنوان فرایندی برای استفاده از دانش یا اطلاعات مربوط به منظور ایجاد یا معرفی چیزهای تازه و مفید به کاربرد. در ادامه توضیح میدهد که نوآوری هر چیز تجدید نظر شدهاست که طراحی و به حقیقت درآمده باشد و موقعیت سازمان را در مقابل رقبا مستحکم کند و نیز یک برتری رقابتی بلند مدت رقط یک بار رخ دهد، بلکه فرایندی مستمر و متشکل از فرایند تصمیمگیری سازمانی در تمام مراحل، از توسعه ایده جدید تا کاربردی شدن آن میباشد. ایده جدید اشاره به درک نیاز جدید مشتری یا روش جدید تولید دارد و از طریق جمعآوری اطلاعات با دیدگاه کارآفرینانه توسعه مییابد. در فرایند کاربردی شدن ایده جدید، به صورت محصول، فرایند یا خدمت، به کاهش هزینه و افزایش بهرهوری باید توجه شود.
انواع نوآوری
به منظور درک بهتر نوآوری و انواع آن، میتوان یک ماتریس مبتنی بر دو بعد «تغییر در مدل کسبوکار» و «تغییر در فناوری» را در نظر گرفت. تغییر اساسی در مدل کسبوکار یا فناوری، گویای «نوآوری نفوذی» است. در این حالت، یا مدل کسبوکار با تغییر اساسی روبرو شده و فناوری صرفاً بهبود مییابد و یا اینکه فناوری با تغییر و تحول بنیادین مواجه بوده و مدل کسبوکار به صورت تدریجی تغییر میکند.
نوع دیگر نوآوری که در ادبیات نوآوری و فناوری بسیار مشهور است، «نوآوری رادیکال یا انقلابی» است که تغییرات اساسی و همزمان در مدل کسبوکار و فناوری را نشان میدهد. نوآوریهای رادیکال، دارای نتایج غیرمنتظرهای بوده که صرفاً میتواند هدررفت منابع را به دنبال داشته و یا اینکه ساختار یک صنعت و بازار را به کلی دگرگون نماید.
در نهایت، «نوآوری تدریجی» بوده که در نقطه مقابل نوآوری رادیکال قرار گرفته و به تغییرات تدریجی و اصلاحات مستمر در مدل کسبوکار و فناوری اشاره دارد. معضل بسیاری از شرکتها و سازمانهای مختلف، عدم درک صحیح نوآوریهای تدریجی است؛ بهگونهای که نوآوری را تنها در یک پیشرفت فناورانه بزرگ و تحولآفرین خلاصه میکنند. این امر، موجب میشود تا هزینه برای نوآوری به شدت افزایش یافته و سازمان از نوآوریهای کوچک و در عین حال اثرگذار، غافل گردد.
مدلهای نوآوری
منابع و فرآیند نوآوری را از یک منظر دیگر نیز میتوان نگریست. هر یک از مدلهای نوآوری، تلاش دارد تا نحوه تحقق نوآوری را به نحوی تبیین نماید. البته مدلهای نوآوری در طول زمان ثابت نبوده و به تدریج، تحت تأثیر شرایط اقتصادی، اجتماعی و دانشی، با تغییر و تکامل همراه میشوند. «راسول» در یک نگاه تاریخی به مدلهای نوآوری، سیر تکاملی الگوهای رایج را بدین صورت جمعبندی نموده است:
۱. مدل فشار فناوری: بسیاری از پیشرفتهای فناورانه و نوآوریها، بر اثر فشار علم و فناوری پدید آمدهاند. به عبارت دیگر، خطشکنیهای فناورانه، بر مبنای اکتشافات علمی و پیشرفتهای فنی که قبلاً رخ دادهاند، صورت میگیرد. علم و دانش، خوراک اولیه توسعه فناوری را فراهم آورده و توسعه فناوری نیز، موجب خلق بازارهای جدید میگردد. در این مدل، نوآوری همچون یک فرآیند خطی و با تأکید بر تحقیق و توسعه نگریسته میشود.
۲. مدل کشش بازار: بر خلاف مدل فشار فناوری، گاهی نوآوری در اثر کشش بازار صورت میگیرد؛ یعنی فناوری یا محصول جدید، برای پاسخ دادن به یک نیاز یا تقاضای بازار توسعه یافته و موجب تجاریسازی یک نوآوری جدید میشود. در اینجا نیز، فرایند نوآوری کاملاً خطی بوده و بازار بهعنوان منبع الهام ایدهها و هدایت فرایند تحقیق و توسعه محسوب میشود.
۳. مدل دوگانه: منظور از مدل دوگانه نوآوری، ترکیبی از دو مدل خطی فشار فناوری و کشش بازار است. در اینجا یک فرایند متوالی با حلقه بازخورد و نوعی توازن بین «تحقیق و توسعه» و «بازار» به چشم خورده و تأکید بر یکپارچگی بیشتر این دو مفهوم است.
۴. مدل یکپارچه: در مدل یکپارچه، ارتباط و تعامل با مشتریان و تأمینکنندگان مطرح بوده و یکپارچگی «تحقیق و توسعه» و «تولید»، به منظور افزایش توان طراحی و بالا بردن همکاریها، مورد توجه قرار میگیرد. همکاریهای افقی و سرمایهگذاری مشترک، از کلیدواژههای این مدل از نوآوری است.
۵. مدل یکپارچه شبکهای: در این مدل، بهعنوان تکاملیافته مدلهای قبلی، توسعهای موازی و کاملاً یکپارچه روی میدهد. ارتباطات نزدیک با مشتریان، یکپارچگی راهبردی با تأمینکنندگان و ارتباطات افقی بهویژه سرمایهگذاری مشترک، تحقیقات گروهی، همکاری در تنظیم بازار و …، از ویژگیهای این مدل است. برخلاف مدلهای قبلی، تأکید مدل نوآوری یکپارچه و شبکهای، بر روی انعطافپذیری کسبوکار و سرعت توسعه بوده و تمرکز بر مشتری، در مرکز راهبردهای اتخاذ شده قرار دارد.
گفتنی است که یکی از ویژگیهای قابلتوجه در فضای رقابتی حاضر، شدت گرفتن رقابتها بوده که شرکتها و بنگاههای اقتصادی را در شرایط عدم قطعیت و نگرانی مداوم پیرامون از دست دادن سهم بازار خود قرار میدهد. در این میان، تغییر و تحولات سریع در حوزه فناوری، افزایش هزینههای نوآوری، رقابت روزافزون در معرفی محصولات و خدمات جدید به بازار و کوتاه شدن چرخه عمر محصولات و فناوریها، موجب شده است تا تعاملات سازمانها با محیط پیرامون به شدت افزایش یابد. این ویژگیها، موجب شده است تا یک حرکت تدریجی، از «نوآوری بسته» به سوی مفهوم نوین «نوآوری باز» رخ دهد. نوآوری باز یا «Open Innovation»، نخستین بار در سال ۲۰۰۳ میلادی، از سوی «هنری چسبرو» معرفی گردید که به معنای استفاده از جریانهای داخلی سودمند (دانش و ایدههای داخلی) و تلفیق آن با دانش خارج از شرکت، به منظور شتاب دادن به نوآوری داخلی است. این الگوی نوین نوآوری، به شرکتها توصیه میکند تا همان مقدار که به ایدههای داخلی شرکت بها میدهند، به ایدههایی که در خارج از شرکت وجود دارند نیز اهمیت دهند.


